; WeLcoMe To 206 on Web


شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥

Me and My Best Friend

+ واقعاً می خوام بدونم تو خجالتت نمی شه يعنی ؟

ـــ من ؟ واسه چی ؟

+ تو اصلاً می دونی خجالت يعنی چی ؟ می خوام بدونم !

ـــ تو که می دونی ديگه چرا می پرسی ؟ می خوای منو جلو جمع ضايع کنی ؟

+ حالا چرا برای رد گم کنی حين سئوال جواب سلين ديون گوش می دی که از زير سئوالات من شونه خالی کنی ؟

ـــ تو سئوالت رو بپرس کاريت نباشه ...

+ واقعاً می خوام  بدونم ... يه ماهه گذاشتی رفتی عين خيالتم نيست ! ( دارم با تو حرف می زنم عوض آواز خوندم به من گوش بده ! ) چرا به مردم قول می دی که راجع به الکامپ می نويسی اونوقت نمی نويسی ؟ چرا به مردم قول می دی راجع به سومين همايش سپنتا می نويسی بعد اصلاً نمی ری که  بنويسی ؟ چرا انقد مردم رو سر کار می ذاری و سر می دوئونی و امروز فردا می کنی ؟ ها ؟

ـــ So Stop to press - hold the news - Secret's safe between me and u ..Walls

Can you keep a secret?

+ هو مثل اينکه با تو داشتم حرف می زدما ! حالا چه وقت احساس سلين ديون کردنه !

ــ يعنی می گی آهنگو خاموش کنم بشينم به جفنگيات تو گوش بدم ؟!

+ همچين يه چی تو اين مايه ها! حالا آهنگو نمی خواد خاموش کنی خودمم دارم گوش می دم تو فقط جواب منو بده ...

ــ خب سئوال ؟!

+ يه ساعته که پرسيدم منتظر دفاعيم

ـــ من الان که دقت می کنم نه خجالت کشيدم نه دفاعيه ای دارم ! 

No mountain's too high for you to climb ....

+ هوی گاگول دارم با تو حرف می زنم .. د آخه تو اگه شعورت می رسيد که نيازی نبود من اينجا باشم و اين سئوالا رو ازت بپرسم !

ـــ هو ببينا با من درست صحبت کنا من شوهرت نيستم که هر چی از دهنت در مياد بهم می گيا

+  خيلی بد گفتی اينو !

ـــ  حالا همينه که هست !

+ آخه واقعاً خجالت داره ! يه ماهه گذاشتی رفتی ! د آخه الاغ تو اگه يه ماه بذاری از خونتون بری بعد يه ماه خجالتت نمی شه برگردی ؟

ـــ ببينا !  باز داری با من بد صحبت می کنيا ... هی من هيچی بهت نمی گم روت زياد شده ! يه بار ديگه به من توهين کنی ! بگی الاغ ! بگی گاگول يا بی شعور و اين حرفا می سپرم وبلاگتو به علت استفاده از کلمات رکيک و بدآموزی فيلتر کنن کلاست تعطيل بشه

+  اوووووووووف ! عجب خری سوار شديما ! د آخه مخ طلا ! اينجا وبلاگ خودته ها !

ـــ خب باشه ! يه عمر با آبرو زندگی کردم ! حالا يه پست اومدی اينجا رو سريع به دختر فراريا ربط دادی !

+ نه خب کلاً می گم .... يعنی دلت تنگ نمی شه ؟

ــ دلم ؟ دلم يه ذره شده  ديگه طاقت ندارم بايد اين طلسم رو بشکنم !

+ آها همينه ... اين طلسم رو بشکن ديگه ..

ــ آخه  خجالتم می شه ...روم نمی شه !

+  يا خدا اين ديگه کيه ! يه ساعته می گم بکش نمی کشی حالا چه وقت کشيدنه !

ـــ تو نمی تونی درست حرف بزنی ؟!

+ حالا چيکار به من داری ؟ نمی خوای بشکنيش ؟

ــ آخه ... آخه  روم ن...

+ ای درد ... مرض  بشکن ديگه همه منتظرن ....

ـــ  شالاپ !!!!

+ اين  صدای چی بود اونوقت  ؟

ـــ  طلسم ديگه‌ ! شکستمش !

+ طلسم اينطوری صدا می ده ؟

ـــ نه خب دقيقاً اين صدا رو نمی ده ! اين پيرکس بود نشکست !

+ اونوقت همينی که می گی اينطوری صدا می ده ؟

ـــ خب چه بدونم ! جنسش حتماً خوب نبوده صداش عوض شده ! تازه اخلاقشم عوض شده ! ای نامرد انداخته بهمون ... نيگا اين کنارش ترک خورد ! نامرد جنس چينی کرده تو پاچمون !

+ خب چينی که سريع بايد بشکنه که !‌

ـــ عجب آدم سيريشيه ها !  من هی می خوام الکی خون و خونريزی راه نيفته تو هی گير بده ... وقتی می شه مسائل رو صلح آميز حل کرد چرا الکی چيزی شکسته بشه !

+ خب اونم مساله ايه ... خب الان می خوای چيکار کنی ؟ چه پيامی برای هم سن و سالای خودت داری‌؟

ـــ خير سرم اومده بودم آپديت کنم يادم نبود سگ دم در گذاشتم

+ You call me a Dog

_ هوی عمو شبکه رو عوض کن يه جا رو بزن که زيرنويس فارسی داشته باشه همه هموطنا بگيرن مساله رو ...

+ تو به من می گی سگ ؟

ـــ نه ! دقيقاً منظورم دربون بود ... حالا شايد يکی بخواد گاو رو بذاره برا دربونی !

+ به من می گی دربون ؟!

ــ نه عزيزم برو کنار کار دارم ... بزن کنار عمو می خوام ۴ کلوم حرف حساب بزنم ...

+ باشه برو بعد بيا باهات کار دارما ... هنوز مساله ی من با اين سگه حل نشده ...

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

سلام ... شرمنده اگه يه کم دير رسيدم ... خوبين ؟ من شرمنده ی همه شدم ... از کی قرار بود بيام درباره ی الکامپ و نکات مهمی که توش رخ داد و نظرات کارشناسه ی خودم و غيره بنويسم نشد ...

( ببين ببين من اينو دوس دارم ...

 the greatest thing , you've ever learned - is just to love and to be loved in return

هو پارازيت برو کنار دارم حرف می زنم ... خلاصه داشتم از الکامپ و اينا می گفتم .. از اونايی که ما رو ديدن و اونايی که ما نديديمشون و غرفه و  قراروبلاگی پرشين بلاگ و هدايای سپنتا و کارت اينترنتا و کامپيوترا و دوستان و خلاصه خيلی چيزای ديگه ... خلاصه نشد که امسال يه گزارش داشته باشم از الکامپ .. دليل خاصيم ندارم يا شايدم داره ! در هر حال الان من اينجام هيچگونه دفاعيه ای هم ندارم ..می دونم ديگه حالتون از زيدان بهم می خوره بس هر سری اومدين اينجا ديدين کارت گرفته اخراج شده !

حيف که دارم فوتبال رو می بوسم می ذارم کنار ( همه مطلع هستن برا چی ) اگر نه يه چی به اين عنايتی می گفتم ...

( + ای بابا تو بی خيال اين بشر نمی شی  ؟ بی خيال شو ديگه عجبا! )

باشه فعلاً اينو داشته باشيد تا من بازم بيام و اينجا رو در دست بگيرم ...

+ حرفات تموم شد ؟

ـــ آره ...

+ تو چرا بين من و خودت تفاوت می ذاری ؟

ـــ چه تفاوتی گذاشتم آخه تو هم خود منی ديگه شاسگول!

+ تو نوشته های خودتو Bold کردی اما نوشته های منو همينطوری نازک گذاشتی

ـــ خب عوضش نوشته های تو رو قرمز کردم ديگه دکتر

+ ايول به من گفتی دکتر ؟

ـــ نه بابا با خودم بودم

DR.Vida nourmohammadian